برند، (به انگلیسی: Brand) همان چیزی است که مخاطب با دیدن، شنیدن، حس کردن و یا هرگونه ارتباطی با آن بصورت مفهومی، دیداری یا لفظی صفات و ویژگیهای خود را در ذهن و قلب مخاطب تداعی میکند.
برند شامل همه احساسات، ویژگی ها و مفاهیمی است که به یک نام گره خورده است؛ برند، برداشت افراد از یک نام است.
در فارسی واژهٔ مارک یا برند معمولاً برای اشاره به محصول یا خدمتی بهکار میرود که ارزش اعتباری و اجتماعی بالایی داشته باشد. به بیان دیگر «برند» دارای ماهیت اجتماعی است و برندهای قدرتمند آنهایی هستند که افراد نسبت به آنها حس مالکیت دارند و برای مثال میگویند: «این مارک، اسم مارک دلخواه من است».نمانامهای برتر میتوانند هیجان و عواطف مصرفکنندگان خود را برانگیزند و مشتریان نیز به این نامها اعتماد داشته و از آنها انتظار خلق ایدههای برتر و نوآوری در محصولاتشان را دارند.
در این راستا موضوع وفاداری به برند از مهمترین موضوعات موردتوجه شرکتها میباشد و شرکتها همواره به دنبال راههایی برای کسب و جلب وفاداری مشتریان میباشند. یکی از مهمترین معیارهای وفاداری به برند، عامل یادآوری و بازآوری برند با گروه کالایی خاص میباشد که زمینه را برای خریدهای مجدد مشتریان فراهم میآورد.

مدیریت برند
مدیریت برند شامل طرح یک وعده، به اجرا در آوردن آن وعده و سپس حفظ و پاسداشت آن وعده است. این کار مستلزم تعریف برند، کسب موقعیت برای برند و عرضه برند است. مدیریت برند هنر خلق و زنده نگاه داشتن یک نام تجاری است.
مدیریت برند با داشتن دانش و آگاهی کامل از اصطلاحی به نام تجاری آغاز میگردد و شامل قولی است که به مشتری داده میشود (قولی که اگر به آن عمل نشود باعث عدم رضایت مشتری میگردد). مدیریت برند چیزی جز هنر ایجاد و حفظ نام تجاری نیست. نام تجاری باعث میگردد تا مشتریان به یک کسب و کار متعهد گردد
تعریف برند از دید کلی و جامعنگر
۱) برند نقطه آغازین کلیه تصمیمگیریهای بازاریابی و ایجاد رسانه است. (آکر، ۲۰۰۵)
۲) ترجمان دیداری، نوشتاری و رفتاری حضور تجاری منحصر به فرد یک سازمان، برند آن سازمان است. این تعریف همه جانبه، این حقیقت را آشکار میکند که برند به راههای گوناگون بیان شده نه فقط از طریق بازاریابی. (بیکرتون ۲۰۰۳)
۳) یک برند چکیده ای است از هویت، اصالت، ویژگی و تفاوت. یک برند این اصطلاحات را که در یک کلمه یا علامت متمرکز شده است، برمی انگیزد. یک برند یک محصول نیست؛ منبع محصول، معنا و جهت آن است و هویت آن را در زمان و مکان تعریف میکند. محصولات نمیتوانند در مورد خود صحبت کنند، برند همان چیزی است که به آنها معنا میدهد و از جانبشان صحبت میکند. (کاپفرر، قربانلو، ۱۳۸۵) کلر (۲۰۰۲)
۴) مزایای ایجاد یک برند قوی را در این موارد خلاصه میکند: درک بهتر از کارایی محصول، وفاداری بیشتر، آسیب پذیری کمتردر مقابل اقدامات بازاریابی رقابتی و بحران های بازاریابی، حاشیه امنیت بیشتر، کاهش حساسیت مصرفکنندگان نسبت به افزایش و کاهش قیمتها (کشش قیمت)، حمایت و همکاری تجاری بیشتر، افزایش تاثیر ارتباطات بازاریابی، فرصت فروش و تولید تحت لیسانس و توسعه برند. (لیم، ۲۰۰۹) گاردنر و لوی (۱۹۹۵)
۵) برند را نمادی پیچیده معرفی میکنند که ارائه دهنده طیف گستردهای از ویژگیها و نظرات است. برند، نه تنها به وسیله ظاهر، بلکه مهمتر، بوسیله تداعی که ایجاد میکند چیزهای زیادی به مشتریان میگوید و در طول زمان در ذهن مصرف کنندگان باقی خواهند ماند. از طریق برند محصولات و خدمات شرکت به مشتری شناسانده و از رقبا متمایز میشود و در نهایت تصویری مطلوب را به مخاطب انتقال میدهد. (سلمن و استورت، ۱۹۹۷)
۶) برند شامل تمامی اندیشه ها، احساسات، هیجان ها و وابستگی هایی است که برمی انگیزد. بنابراین وقتی یک برند ارزش دارد که توانایی نفوذ در رفتار کسانی که برند را می بینند و روزمره کردن ترجیحات، نگرش و رفتار خریدشان را داشته باشد. ترجیح مصرف کنندگان، قصد خرید و انتخاب برند؛ پاسخ های مطلوب مصرف کنندگان به سوی عناصر آمیخته بازار را در مقایسه با برندهای دیگر نشان می دهد. (محرابی و لاچینی، ۱۳۹۰)
تصویر برند
تصویر برند مجموعه ادراکاتی است که در ذهن مصرف کننده وجود دارد. به بیان دیگر ادراک مصرف کننده از ویژگی های برجسته محصول. مشتری، تصویری را از ترکیب تمام علایم ارسالی توسط برند شامل نام، علایم ظاهری، محصولات، تبلیغات، پیامها و اطلاعیه های رسمی و غیره، در ذهن خود شکل می دهد. این ادراکات را میتوان با نشانگرهای مناسب از ذهن مصرف کننده در مورد برند کاهش داده و سطح رضایت و وفاداری مصرف کننده را افزایش می دهد. (محمدیان، ۱۳۸۹)
هویت، آن چیزی است که شما هستید، در حالی که تصویر، برداشتی است که مصرف کننده طی ارتباط با شما، از شما استنباط می کند. (محمدیان، ۱۳۸۹)
مجموعه باورهایی که افراد در مورد یک برند خاص دارند تصویر برند نامیده میشود.(کاتلر و آرمسترانگ، ۱۳۸۳)
تصویر برند مجموعهای از تداعیات است که عمدتاً به شکلی معنیدار سازماندهی شده است. (آکر، ۱۹۹۱)
ادراکات نسبت به یک برند که منعکس کننده تداعیاتی است که در ذهن مصرفکننده نقش بسته است. (کلر،۱۹۹۸,۱۹۹۳)
هویت برند
مجموعه ای از تداعی هایی که استراتژیست های برند به دنبال ایجاد و حفظ آن هستند. (هدینگ، ۲۰۰۸)
هویت برند یک مجموعه از تداعی کننده های منحصر به فرد یک برند است که استراتژیست برند آرزوی ایجاد یا ابقای آن را دارد. این تداعی کننده ها دلیل وجودی برند هستند و بر قولی که از طرف اعضای سازمان به مشتریان داده شده، دلالت دارند. (آکر)
هویت برند چیزی است که برند قائم به آن است. به برند معنا می بخشد و آن را منحصر به فرد می سازد. (دچرناتونی۱۹۹۹)
کلمه هویت که در بسیاری از جاها به کار میرود از کلمه لاتین idantitus گرفته شده که به معنای همانندی و تطبیق کامل است. (دچرناتونی، ۱۹۹۹)
هویت برند چیزی است که ساخته میشود ولی می تواند تغییر کند و اخیراً یکی از جالبترین و مهمترین موضوعات در ادبیات برندسازی است. (دچرناتونی، ۱۹۹۹)
توسعه برند
برند می تواند به گروههای جدید محصولات گسترش یابد. بسط برند در مواقع تطابق با تغییرات محیطی و یا بدست آوردن منافع از یک برند قوی ضروری است. گسترش دارای منافع زیادی است. بسیاری از شرکتها از توسعه برند به عنوان یک استراتژی استفاده می کنند در واقع آنها از این استراتژی برای افزایش و اهرم سازی ارزش ویژه برند بهره می برند. (محمدیان، ۱۳۸۹)
امروزه، گسترش برند برای تأیید و مواجهه با تغییرات بازار استفاده می شود. برای بسط موفق برند هماهنگی آن با جوهره آن و تناسب آن با چشم انداز برند ضروری است. اگر برندی در راستایی غیر از آنچه که هسته اصلی آن است اقدام به گسترش گروههای محصولات و یا مشتریان بکند، در این صورت هردو در معرض خطر قرار می گیرند. (هدینگ، ۲۰۰۸)
:: برچسبها:
برند ,
برندسازی ,
مدیریت برند ,
هویت برند ,
تنطیم برندو ,
:: بازدید از این مطلب : 1968
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2